دولت سیزدهم از بدو استقرار و به دست گیری زمام امور همواره نشان داده است که فاقد برنامه برای اداره کشور است. این ادعا را با سادهترین مقایسهها با سایر دولتهای پیش می تواند اثبات کرد. کافیست به ناتوانی و عدم ارائه برنامه توسعه هفتم که به اصطلاح شاخصی برای ارزیابی درک برنامهای دولت برای اداره امور کشوراست، نگاه کنیم و یا به ساماندهی موضوعاتی چون تصویب حداقل مزد 1401 در شورای عالی کار و مشکلاتی که پس از آن با تلاش همین دولت برای الغای مصوبه صورت گرفت تا به آنجا که یک سلسله اتفاقات و از جمله استعفای عبدالملکی وزیر کار رقم حورد و در نهایت هم تلاش های دولت برای الغای مصوبه مزدی شورای عالی کار (که با حضور حداکثری نمایندگان دولتی و از جمله دو وزیر آن در نوزدهم اسفند 1400 به تصویب رسیده بود) به حایی نرسید و در نهایت مصوبه شورای عالی کار هم در باره حداقل دستمزد با افزایش 57/4درصدی و برای سایر سطوح نیز برمبنای افزایش 38% به اضافه مبلغ ریالی مصوب هم درمورد کارگران شاغل و هم درمورد بازنشستگان پس از شش ماه پذیرفته شد. گرچه هنوز بازنشستگان بابت این مصوبه و آشفته سازیهای پس از آن ، معوقاتی از سازمان تامین اجتماعی طلب دارند، اما آنچه امروز بابت نگرانیهای بیشترِکارگران درهمهی محیط های کار اعم از بخش دولتی و خصوصی و بازنشستگان بخش های مختلف شده است ؛طرح و ارائه لایحه دوفوریتی در باره تغییراتی در قانون کار و اظهاراتی از سوی نماینده کمیسیون مربوطه در این باره است . ادامه مطلب ...
کاجها میزبانِ ریسه های نورافشان
کودکان چشم بر در و دریچه
پایکوبان و دست افشان
شاید بابانوئل با دستی پُر
با لبخندی از میان انبوه موهای سپید
شادی را به درون خانه پرتاب کند !
شاید غمگین خواهد شد
که بداند کودکان دیار ما
از کُما ...به خواب ابدی کوج می کنند!
صد روز رفت و باز...
رَج میزنیم هر روز رفته را
تا بوی گل بدمد باز در بهار
نه
بوی عطر گل نمیآید
بین ! باغبان کجای مزرعه
برکُندهی درخت ِ خستگی آرمیده است؟
یا در کجای باغ شاید
تاکِ جوان ِ زخم خورده ای را تیمار می کند؟
ادامه مطلب ...