کار در ایران

درباره‌ی حقوق کار و ... این صفحه برای کارگران و زحمتکشان منتشر می‌شود ،در معرفی آن بکوشید .

کار در ایران

درباره‌ی حقوق کار و ... این صفحه برای کارگران و زحمتکشان منتشر می‌شود ،در معرفی آن بکوشید .

کارزار ما و مغالطه های پیرامون آن(بخش پایانی)

کارزار ما و مغالطه های پیرامون آن (بخش پایانی)

شرکت در کارزاری که یک سوی میز مذاکره برای همکاری حول هدف معین،تشکلی دارای شخصیت حقوقی و قانونی و سوی دیگر آن افرادی مستقل نسشته اند ، اتفاقی و تصادفی نیست و حاضرین حداقل شناخت لازم را نسبت به یکدیگر داشته اند ویا به دست آورده اند و آگاهانه پای در همکاری بر سر موضوعی گذارده اند که به اهمیت آن نیز واقفند. درنتیجه قرار نیست به یک همکاری دراز مدت و بی قاعده تن در دهند و یا در مقابل آنچه در این همکاری رخ میدهند احساس مسوولیت و مسوولیت پذیری نداشته باشند و طبیعی است که هوشیاری کامل و قابل انتظاری را همواره به خرج دهند . ما نیز به نقصان های ناشی از تمرین نداشتن در این گونه ائتلاف ها واقفیم و میدانیم که این نوع تشکل ها آموزش دیده اند و لابی گری و چانه زنی در بالا بیشتر از مراجعه به افکار عمومی و موکلین خود اهمیت می دهند. این هم تصادفی نیست و نتیجه کارکرد ها و آموزش ها و ترتیب و تربیتی است که سالیان دراز در خانه کارگر  رایج شده و در همه کسانی که از این «خانه» با هر انگیزه ای خارج شده  و می­شوند، وجود دارد. برخی از تربیت یافته های این «خانه» اساسا تفکر  قیمومیتی نسبت به کارگران داشته و دارند و برخی نیز« سرباز »دیگرانند تا وکیل کارگران . دانستن  این ها هوشیاری بیشتری می طلبد که بسته به اعتبار  هدف مشترک باید به کار بسته شود.     

همه شرکت کنندگان در کارزار به عنوان شخصیت های حقیقی  و حقوقی از رای برابر برخوردار بوده و هستند و شرکت آن ها تابع هیچ شرطی از سوی مجمع عالی نمایندگان کارگران نبوده و نیست. هیچ یک از اعضا عنوانی غیر از عضو کارزار نداشته و ندارند . ما در کمیته راهبری کارزار علیه« طرح استاد شاگردی »  مشارو  مجمع عالی نبوده و نیستیم و همانگونه که درگزارشات مجمع در تارنمای کارگر نیور آمده است به عنوان فعالان مستقل شناخته شده ایم . چنانچه نامی جز این و یا انتظاری جز عمل به توافقات در کمیته از اعضای کارزار تصوُر  و تصویر شود و یا گزارشی خلاف اهداف و نقش هر یک از اعضا  از هر سو؛ ارایه شود؛ قطعا نادرست و به بی اعتباری کارزار منجر خواهد شد. امکانات موجود در نزد مجمع عالی نمی تواند و نباید حق ویژه  ای برای این نهاد به عنوان عضوی از کارزار  ایجاد کند و نقش هر یک از اعضا را  تحت تاثیر قرار دهد .در هر ائتلاف، قواعد نوشته و نانوشته ای وجود دارد که چنانچه یکی از طرف های درگیر آن قواعد را رعایت نکند؛ حتی در لحظات پایانی و دست یابی به اهداف تعیین شده نیز قواعد و توافقات زیر پا نهاده شود و حقوق برابر اعضای ائتلاف محترم شمرده نشود؛ تلاش های جمع به نتایجی خلاف اهداف ائتلاف می انجامد و صورت های زیر ممکن است رخ دهد:

1- اتئلاف بی نتیجه به پایان رسد.

2- ائتلاف در مسیری خلاف و به زیان اهداف آن جهت یابد .

3- هریک از طرف های ذینفع از ائتلاف خارج شوند .

4- قابلیت پیگیری اهداف ائتلاف از سوی هر یک از ذینفع ها با مشکلات جدی مواجه شود.

5- امکان برگزاری ائتلاف های دیگر به دلیل بی اعتمادی ناشی از عدم رعایت حقوق برابر  در این جمع از دست برود.

این یک آزمایش قضا قدری نیست یک بازی در میدانی است که هوشیاری، خلاقیت و تجاربی خاص خود را می طلبد . این یک بازی است با خطرات و مخاطرات خاص خود و نیازمند ایمن سازی فضای همکاری از هر گونه رفتار احتمالی فرصت طلبانه و سود جویانه ای که می تواند از هر سو سر زند؛. چرا چوب تخطئه را به دست گرفته و بر قامت نازک کسانی می نوازید که گناهی جز تلاش برای ابطال طرحی به غایت ضد کارگری را در سر ندارند ؟

من در این جا یاد آور میشوم که در همین اندازه از پیشبرد کارزار کاستی های جدی وجود داشته است و برخی بی دقتی هایی هم در ارایه گزارشات کارزار انجام شده است که با تذکر این گزارشات اصلاح و یا  حداقل تکرار نشده اند. ما میدانیم که امکانات فنی کارزار از جمله «ای میل » و  آدرس های مراجعه به کارزار در اختیار  مجمع قرار دارد و نتایج کارزار و گزارشات آن  و بازخورد ها بایداز طریق دبیر مجمع در اختیار کمیته راهبری کارزار قرار گیرد و از طریق این کمیته به اطلاع کارگران برسد . در عین  اعتماد متقابل در این همکاری ناگزیر به اعتماد یک سویه  هر قیمتی به مجمع نیستیم ؛ در این میانه ممکن است اختلالاتی حادث شود  و به عنوان مثال در گزارشات از میز خبری کارزار تنها نظرات یکی از اعضای میز در تارنمای« کارگر نیوز» انتشار یابد . همه اینها رصد خواهد شد و در صورتی که مواردی ناقض هدف کارزار باشد برای اطلاع کارگران حداقل از جانب صاحب این قلم  بیرونی خواهد شد تا به عنوان تجارب ناشی از برقراری چنین ائتلاف هایی درآینده چراغ راهنمای کسانی باشد که در این مسیر گام  می نهند.  

برخی از اظهارات منتقدین ما معطوف است به اینکه نامه سرگشاده و سایر اقدامات کمیته راهبری کارزار را به نام آقای آرش فراز نسبت دهند! نامه سرگشاده، فراخوان، برگزاری میز گرد ها و هر اقدامی صورت گرفته است ناشی از خرد و تصمصم همه اعضای کمیته است و انتشار آن و یا مثلا  ماموریت آقای فراز برای ارایه نامه  سرگشاده به وزارت کار بخشی از تقسیم کاری است که در کمیته صورت گرفته و این کار نه از اعتبار کار جمعی می کاهد و نه قاعدتا به اعتبار فردیِ عضوی از کمیته بیش از آنچه هست می افزاید. من در اینجا وظیفه اخلاقی خود می دانم که به تکیه کلام ایشان در گزارشات در باره واژه « هم افزایی » جمع اشاره کنم و دریافت این تکیه کلام  از سوی کمیته  همراه  بار مثبت آن همواره به انتظار ویژه ای در رعایت این واژه از سوی ایشان به عنوان دبیر مجمع عالی کارگران را  بیان کنم . این انتظاری است که ضامن همکاری های بیشتر خواهد بود. این انتظار قطعا در باره چکونگی انتشار گزارش عملکرد و نتایج کار «کمیته راهبری  کارزار علیه طرح استاد شاگردی» از جانب  آقای آرش فراز به عنوان نماینده مجمع عالی کارگران به کمیته  و از سوی کمیته به افکار عمومی  تا قطعیت یافتن ابطال طرح استاد شاگردی  به قوت خود باقی است.

 

کارزار ما و مغالطه های پیرامون آن

کارزار ما و  مغالطه  های پیرامون آن:

 

وقتی قرار باشد کسانی به هر دلیلی  در یک کارزار جدی برسر موضوعی اساسی شرکت نکنند  مانند تیم فوتبالی که از پیش تصمیم خود را برای فرار از یک مسابقه نفس گیرگرفته باشد چیزی را بهانه می کند تا عدم شرکت خود را در آن مسابقه با علت دیگری توجیه کند. بهترین گزینه های توجیه پذیر برای عدم شرکت می توانند از این دست باشند: « این زمینی که برای مسابقه در نظر گرفته شده است ناهموار است و نمی شود در آن بازی کرد »یا «داوری این مسابقه به دلیل ناداوری های گذشته اش مورد تایید نیست ، پس ما مسابقه نمی دهیم  » یا « تیم مقابل سابقه دوپینگ دارد و اصل مسابقه به این ترتیب نادرست است» و مجموعه ای از دلایل که حتی ممکن است در واقع وجود داشته باشند اما دلایل معتبر و قابل قبولی  برای عدم شرکت در این رویارویی نیست . این روشِ گریز از یک کارزار، «مغالطه »است . مغالطه در فرهنگ فارسی عبارتست از: یکدیگر را  به غلط انداختن ، دلیل سست و غلط آوردن.  با این مقدمه  آن دسته افرادی که تا کنون  در باره کمیته راهبری کارزار علیه طرح به غایت ضد کارگری « استاد- شاگردی »  و مشوش کردن ذهن دیگران به مغالطه پرداخته اند را بار دیگر به اهمیت موضوع توجه می دهم.

طرح استاد شاگردی موضوعی مهم و برای کارگران به مثابه نقض جدی حق داشتن کار ، امنیت شغلی ، برقراری بهره کشی همراه با خطرات ناشی از نبود ایمنی و بهداشت کار ،  نبود تامین اجتماعی و چشم پوشی از کلیه  مزایای شغلی و اجتماعی و در نهایت افزایش فقر و تنگدستی است.  در بعد کلان آن نقض حقوق کار و بی اثر شدن حمایت های قانونی در ابعاد ملی است  و بدعتی است در قانون گزاری و قانون گریزی توسط دولت ها و کارفرمایان .

طرح استاد- شاگردی اگر چه در نگاه اول به عنوان شیوه ای منسوخ شده جلوه گر شود اما همانند همه شیوه های قرون وسطایی و واپسگرایانه و ارتجاعی که بنا به شرایطی امکان باز تولید و کاربردی شدن را می یابند (مانند طالبانیسم در عرصه سیاست جهانی در اوج مدرنیسم)، چنانچه باطل نشود ،هر آینه می تواند در زندگی امروز و حتما فردای فرزندان ما تاثیر گذارد.

این طرح نشان از وجود دیدگاه های به غایت عقب مانده و غیر انسانی  در تبیین روابط کار به سود دارندگان سرمایه است و عدم مقابله با آن در بعد کلان درنهاد دولت نشان از توانمندی و قدرت و نفوذ اقتصادی صاحبان این دیدگاه است

شرایط اجرای این طرح از پیش فراهم شده و تا حدودی هم در جاهایی اجرایی گردیده است . کارگران بطور کلی از این طرح بی خبر و از نتایج زیان بار آن نیز آگاهی نیافته اند .

شرایط سیاسی اجتماعی دستخوش تغییراتی است که سویه اصلی آن هرچه باشد به سود کارگران و مزد وحقوق بگیران نیست چرا که نه در کوتاه مدت موضوع اشتغال و رفع بیکاری (مفروض بر اینکه برنامه هایی برای کنترل بحران اقتصادی وجود داشته باشد) رفع خواهد شد و نه تولید به عنوان تنها راه گشای توسعه اقتصادی در کوتاه مدت نتایج لازم را به بار خواهد آورد. ضمن اینکه این طرح درحال حاضر بیشتر در عرصه خدمات کارآمدی بیشتری را دارد. افزایش نرخ بیکاری و با لا بودن شمار جویندگان کار بستر مناسبی است تا این طرح با اندکی تغییر  کاربرد ی شود. نمونه ای از گزارش مراجعه به واحدی از  سازمان فنی حرفه ای توسط دوستان برای اطلاع از چند وچون مواضع این نهادقابل توجه است:

پرسش از مسوول مربوطه: ما برای داشتن شاگرد چه کاری باید انجام دهیم ؟

پاسخ: شما درخواست بنویسید ، فرم های مربوطه را پر کنید اگر کسی را به عنوان شاگرد دارید معرفی کنید و یا ما کسانی را به شما معرفی می کنیم  کار تمام است.

پرسش: واقعا می توانیم مزد ندهیم ؟

پاسخ : بله این قانون استاد شاگردی است . حالا اگر شما بخواهید می توانید مبلغی حدود صد ،صد و پنجاه تومان به عنوان شاگردانه طوریکه  مشکلی پیش نیاید ، پرداخت کنید.

پرشس: چند تا شاگرد می توانیم داشته باشیم؟

پاسخ : محدودیتی وجود ندارد.

ملاحظه کنید تنها مبلغ ناچیزی به عنوان شاگردانه آنهم طوری که مشکلی پیش نیاید (احتمالا منظور این بوده که مستمر نباشد و یا نامی برآن نگذارید که جنبه حقوق و دستمزد  پیدا کند).

نمونه دیگر : در یک کارخانه داروسازی دانش آموخته دکترا  برای استخدام مراجعه  کرده است برای ایشان حد اقل دستمزد را تعیین کرده اند و در اعتراض به این تعیین مزد به او گفته شده است : درست است که شما دکترا دارید ولی در دانشگاه کار یاد نگرفته اید، شما این جا باید یکسال شاگردی کنید بعد از آن حقوق کارتان را تعیین می کنیم.

شاید توانسته باشم در همین حد اوج فاجعه را نشان دهم این تازه اول کار است و طبق اخباری که سازمان فنی حرفه ای داده است بیش از صد هزار نفر طی مدت ابلاغ دستور العمل زیر پوشش این طرح قرار گرفته اند.

منتقدین این دستور العمل(طرح استاد- شاگردی)  علی القاعده باید همه کسانی باشند  از کارگران ، روشنفکران این طبقه ، سازمان های کارگری که یا مدافع واقعی کارگران و یا مدعی دفاع از حقوق کار و کارگرانند .

منتقدین کارزار علیه طرح استاد شاگردی پس از یکسال خاموشی(اصرار براین خاموشی دارم ) و احتمالا بی اطلاعی از این طرح حالا با جریانی مواجه می­شوند که برای ابطال این طرح ضد کارگری برخاسته اند و با ارزیابی این جریان در می یابند ائتلافی بین مجمع نمایندگان و فعالان مستقل شکل گرفته تا کار زار را سامان دهد. بسیار طبیعی و بدیهی است که در گام اول به جوهر اصلی ماجرا پی ببرند اما بسیار غیر عقلایی و نادرست است که برداشت های نادرست خود را تا آنجا تعمیم دهند که این کارزار را خیمه شب بازی مجمع و شرکت کنندگان در آن را بازیچه قلمداد کنند و از اینجا به این نتیجه برسند که این کارزار موجب شرایطی برای « حضور در اجلاس نهادهای دولتی، توهم پراکنی نسبت به این نهاد ها   و رسمیت بخشیدن به موجودیت ناقابل آن‌ها» را نمایش دهند و به حساب خودشان افشاگری کرده باشند.

 با فرض اینکه همه ادعاهای این مغالطه گران درست باشد و " نمایندگان مجمع عالی همه از سرمایه داران باشند و با دستور وزارت کار احمدی نژاد تشکیل شده باشند،هدف شان بازی سیاسی رقابتی جناح های حکومتی است و در کنار آن تلاش فردی از مجمع برای بازپس گیری کرسی اش درهیات امنای سازمان تامین اجتماعی است،" این ادعا باعث نمی شود مادر یک نگاه ساده انگارانه از طرح مبارزه ای به آن حد مهم که می تواند حقوق کار را به مخاطره جدی افکند چشم پوشی کنیم . مبارزه طبقاتی به ویژه در ایران دچار آنچنان پیچیدگی و بغرنجی هایی است که با آوردن دلایلی گاه راست و گاه ناراست نمی توانیم از آن بگریزیم . کجا می توان سود و یا زیان شرکت در مبارزه به سود حقوق کار را سنجید؟ مگر جز این است که اصل  منافع آنی و آتی کارگران است  دمادم مورد هجوم قرار گرفته و می گیرد؟ مگر جز حضور در میدان و تلاش برای برجسته و آشکار کردن این هجوم های مداوم می توان به آگاهی کارگران برای حضور واقعی خود آنان برای مقابله با خطراتی که زندگی شان را تهدید می کند،کاری کرد؟  این نظر را مرور کنیم :

 «اختلاف جناح‌های حاکمیت و به گرو گرفتن نیروی کار برای فشار به جناح رقیب یکی از روش‌های شناخته شده جناح‌های مختلف رژیم  است. همانطور که در شورای عالی کار، نمایندگان شوراهای اسلامی، منتقد دولت می‌شوند و تورم و گرانی را بهانه‌ایی برای فشار به جناح رقیب برای گرفتن امتیاز تلقی می‌کنند،  طرح استاد شاگردی و کارزار دروغین برای لغو آن نیز دقیقا همین هدف را دنبال می کند. حضور فعالین کارگری در اجلاس این نهادهای دولتی به اهداف ضد کارگری این نهادها خدمت می‌کند. در بهترین حالت فعالین کارگری شرکت کننده در کارزار “مجمع عالی نمایندگان…” به سیاهی لشکر این نهاد دولتی – ضد کارگری تبدیل می‌شوند و این خود عاملی برای بروز اختلافات بین فعالین کارگری و نیز به ابزاری برای سرکوب و مورد فشار قرار دادن بیشتر فعالین کارگری تبدیل خواهد شد.»

پرسشی مقابل روی نویسنده این نظر است که امید وارم صادقانه برای خودش پاسخی داشته باشد .

1-      چه دلیلی دارد جناحی از حاکمیت بیاید و برای فشار بر جناح رقیب  نیروی کار را به گروگان گیرد آنهم در شرایطی که آن جناح به قول نویسنده از قدرت برکنار شده است و خودش  در زمان حاکمیت بر دستگاه اجرایی «طرح استاد شاگردی» را تصویب کرده است؟ در حالیکه این جناح اسباب بهتری مانند همان بهانه پوپولیستی و فریب کارانه یارانه ها را هنوز هم  در دست دارد و می تواند روی آن بیشتر و بهتر  مانور کند؟

2-      چرا یک تشکل رسمی (مجمع نمایندگان که نویسنده منتقد ما آن را به جناح  احمدی نژاد نسبت می دهد)  درست همان موقع که طرح استاد شاگردی تصویب و برای اجرا ابلاغ می گردد به دیوان عدالت اداری علیه وزارت کار شکایت می برد ؟ این خود زنی چه معنایی می دهد؟

3-      آیا ابطال طرح استاد شاگردی ضرورت دارد یا نه و اگر جواب مثبت است کارزار راستین علیه آن چگونه است؟ و چرا نویسنده محترم خطوط بالا و دوستان همفکر ایشان از یک سال پیش تاکنون برای ابطال این مصوبه غیر قانونی و ضد کارگری هیچ اقدام عملی و کارزار راستینی  به راه نینداخته اند؟

4-      عبارت آخرین این نظریه آنچنان است که مرغ پخته را به خنده وامیدارد و آن اینکه « .... در بهترین حالت فعالین کارگری شرکت کننده در کارزار “مجمع عالی نمایندگان…” به سیاهی لشکر این نهاد دولتی – ضد کارگری تبدیل می‌شوند و این خود عاملی برای بروز اختلافات بین فعالین کارگری و نیز به ابزاری برای سرکوب و مورد فشار قرار دادن بیشتر فعالین کارگری تبدیل خواهد شد.» سوال از نویسنده این است که آیا اجرای طرح هایی از این دست سرکوب دستمزد ها را در پی ندارد ؟ دامنه عدم امنیت شغلی کارگران شاغل را گسترش نمی دهد؟  بیکاری و کاهش نرخ دستمزد ها را در پی ندارد؟ این همه برای مبارزه جدی علیه این طرح و شرکت در کارزار کافی نیست؟ اگر فعالان کارگری برای بسیج کارگران در راه برچیدن چنین طرح های خانمان برباد ده حاضر به مبارزه نیستند پس چه کاره اند ؟چرا باید به خاطر ابطال چنین طرح ضد کارگری بین فعالان کارگری اختلاف بروز کند؟

5-      چه کسی دوستانی را که با مجمع موافقتی ندارد مجبور کرده است در کنار مجمع و به شیوه کمیته راهبری کارزار علیه طرح استاد شاگردی  عمل کنند ؟ طرحی به غایت ضد کارگری تصویب، ابلاغ و اجرایی شده است هر فرد، گروه و نهاد کارگری می تواند بسته به امکانات و مقدورات و خلاقیت های فردی و گروهی در راه ابطال این طرح بکوشد. چرا دست روی دست گذاشتید تا حالا برای اثبات دروغین بودن کارزار  به زخمت بیافتید؟

اما این واقعیت نیز کتمان ناپذیر است که در حال حاضر تشکیلاتی که براساس قوانین موجود شکل گرفته اند و به لحاظ ساختاری و هم از نظر منابع خواسته یا نا خواسته در قلمرو نهاد های وابسته به سیستم دولتی ارزیابی می شوند؛ در عین حال مانند هر پدیده دیگری متاثر از شرایط، عملکرد ها و گاه جهت گیری هایی خلاف آنچه برایشان دیکته شده است خواهند داشت . همانگونه که در عرصه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی  رویکرد های غیر منتظره ای را شاهد هستیم باید انتظار تغییراتی را گرچه اندک و ناچیز در حوزه های گوناگون داشت . این هم بخشی از پیچیدگی ها و بغرنجی هایی است که با نگاه ساده انگارانه فقط با تئوری توطئه قابل تحلیل و تفسیر است. نویسنده عبارات بالا در جای دیگر می گوید:

« می‌توان با اطمینان گفت که حسین اکبری این را می‌داند و با اطمینان بیشتری می‌توان گفت او  از تاریخچه “مجمع عالی نمایندگان…” ،   آگاه است و  می داند که  محمد جهرمی بنیانگذار این نهاد و یاراحمدیان رئیس هیئت مدیره و دیگر  اعضای هیئت مدیره  چه موجوداتی هستند و سابقه شان چیست.   آری اکثریت اعضای این نهاد  یا  از اعضای سپاه پاسداران هستند و یا سابقه عضویت در سپاه پاسداران را دارند.  با این همه حسین اکبری حاضر شده است که با این نهاد همکاری کند.»

در درستی این موضوع که شناختی از تشکل های موجود وجود دارد شکی نیست اما در باره اینکه اکثریت اعضای این نهاد آنگونه است که ایشان می گوید و براساس شناخت درست یا نادرست  خود حکم صادر می کند و انتظار دارد که دیگران بپذیرند که همکاری با این نهاد همانا همکاری با یک نهاد نظامی است  تنها تراوشات ذهنی بیمار است که بر اسبی سوار به قصد نابودی دشمن  برآسیاب های بادی می تازد!

 کارزار علیه  طرح استاد شاگردی نه آنگونه که افرادی از این دست آرزومند آنند که با توجه به میزان تلاش و همتی که پشتوانه آنست فرجام خواهد یافت.  اگر ابطال این طرح نتیجه این تلاش های صادقانه باشد درستی راهی که برگزیده ایم می تواند تجارب ارزشمندی را برای جنبش کارگری باقی گذارد . ارزیابی دستاوردهای این تلاش هرچه باشد ؛ ثبت خواهد شد و این محک تجربه کارزار است که هر آنکس در اوغش باشد؛ را رسوا و سیه رو خواهد کرد!

 

در باره میز گردی با عنوان«کارزار مقاومت در برابر تبدیل کارگر به شاگرد چگونه شکل گرفت »

                 



                       

                 

خبرگزاری کار  ایران (ایلنا):

طی هفته ای که گذشت گزارشی از سوی ایلنا با عنوان « کارزار مقاومت در برابر تبدیل کارگر به شاگرد چگونه شکل گرفت » منتشر گردید. این گزارش برداشت و اقباسی آزاد از موضوعاتی است که طی میز گرد ضبظ شده  توسط ایلنا فراهم آمده است . از آنجا که در مواردی از این گزارش با نادیده گرفته شدن روند گفتگو و پاسخ به سوالات ، طرح موضوع به ابهام در درک آن می انجامد و در پاره ای موارد واژه های نامانوس با موضوع برای انتقال مفاهیم مطروحه در میز گرد انتخاب شده است، این جانب به عنوان یکی از شرکت کنندگان در این میزگرد  به انتشار گزارش گونه میز گرد اعتراض دارم و از آن خبرگزاری انتظار دارم اصل نوار ضبط شده را با رعایت امانت داری منتشر کند

با احترام حسین اکبری

16/8/1392

 

مطلب بالا جوابیه ای است  اعتراضی که به ایلنا ارسال شده است . ناگزیر از انتشار آن به همراه توضیحی در این صفحه شدم . اینکه میز گرد چگونه برگزار شد و چه مدت تا انتشار آن منتظر ماندیم خیلی مهم نیست اما اینکه  پس از انتشاربه جای میز گرد با گزارشی از آن و آنگونه که در جوابیه اعتراضی آورده ام، برداشت و اقتباسی از میز گرد و گفتگو های افراد حاضر به جای آنچه بر روی نوار ضبظ شده وجود دارد اگر اهمال کاری نباشد و شیوه ای از سوی ایلنا برای انتشار این گونه گفتگو ها باشد بسیارجای تاسف است. در گذشته این شیوه گزارش دهی از مصاحبه ها را در ایلنا شاهد بوده ام و چند بار مصاحبه هایی از من هم به شیوه نقل قول از سوی مصاحبه گبرنده در این خبرگزاری آمده بود و در پاسخ چرایی ارایه این نوع مصاحبه ها شنیده ایم که این روش معمول  ایلنا است و این خبرگزاری انتشار مصاحبه را به این شکل برگزیده است .

اما با توجه به سوابق قبلی انتشار میز گردهای کارگری، علی الاصول انتظار این بود که میز گرد با رعایت امانت داری و حفظ حقوق شرکت کنندگان به درستی انتشار یابد، که چنین نشده است .

هر گفتگوی هدف مندی که موضوع آن برای در برگیرندگانش  پیشاپیش معین شده باشد به طور قطع و یقین از سوی گفتگو کنندگان نیز با طرح و برنامه  وارایه متدیک موضوع همراه خواهد بود و البته بسته به توانایی اداره کننده میز گفتگو ممکن است میهمان یا میهمانان به چالش هایی کشیده شوند که نتیجه ناگزیر آن احتمال ترک متد و روش از پیش تعیین شده آنان باشد وبسته به توانایی های طرفین این چالش علاوه برجذابیت های احتمالی موجب بروز خلاقیت هایی در نزد  شرکت کنندگان در میز گفتگو باشد و نتایج مطلوبی و نامطلوبی برای هریک به بار آورد . اما در این میز گرد از بخت یاری گارگران ، نماینده منصفی از سوی کارفرمایان حضور داشت که با توجه به اعلام اعتقادشان به  اصل  اقتصادی سود بری در کار خود را مقید به اخلاقیات  و پرهیز از کسب سود به هر قیمت می دانند که طبیعی است چنین مواضعی پیرامون بحث مورد نظربه ابطال «دستور العمل استاد شاگردی» یاری رساند و علاوه بر آن نشانگر نوعی عقلانیت متکی بر اخلاق در نزد گرروهی از کارفرمایان است . نتیجه این گفتگو نیز به تبع این مواضع چالشی را در بین مخالفین طرح و تصویب کنندگان و حامیان آن به دنبال خواهد داشت که بسیار مغتنم است.

چنانچه روند برگزاری گفتگو ها از نظر مخاطبین پنهان بماند و میزبان خود را به انتشار گزارشی ویژه  از آن مجاز بداند در واقع از انتقال حس و نگاهی که در این گفتگو وجود دارد،  به خواننده آن جلوگیری  کرده است . دستاورد چنین روشی هرچه باشد نامطلوب است .

اما آنچه به حضور من در این میز گرد بر می گردد:  با توجه به بیان دیدگاه ها و نظراتم  از زوایای گوناگون به «طرح استاد شاگردی » که در این صفحه (وبلاگ کار در ایران) آورده ام و با توجه به نقشی که در کمیته  راهبری برای پیشبرد کارزار داشته ام طبیعی است که در این میز گفتگو نیز روشمند حرف بزنم و تلاش بر هرچه تاثیرگذار تر کردن این گفتگو داشته باشم . انتشار گزارش گونه این میزگرد این تلاش را عقیم کرد و به زبان رسانه ای باید گفت که سانسور شدم . سانسور در انتقال مفاهیم و احساسات برآمده ازنگرانی هایی که از اجرای این طرح نزد من و سایر دوستان منتقد وجود دارد .

اینکه چرا این مطلب را هم می نویسم درست به همین خاطر است که کارزار را در همه ابعاد آن ضروری میدانم حتی اگر به سهو چنین سانسوری ناروایی اعمال شده باشد باز هم سکوت را جایز نمی دانم.   

وقتی در مقابل نگرانی ها و پرسش هایی در باره چگونگی پیشبرد کارزار قرار داریم ، بدیهی است که باید به مناسب ترین روشها  از این نگرانی ها بکاهیم تابا همبستگی  بیشتری  کارزار به هدف تعیین شده دست یابد . در غیر اینصورت کارمان زار است.