کار در ایران

درباره‌ی حقوق کار و ... این صفحه برای کارگران و زحمتکشان منتشر می‌شود ،در معرفی آن بکوشید .

کار در ایران

درباره‌ی حقوق کار و ... این صفحه برای کارگران و زحمتکشان منتشر می‌شود ،در معرفی آن بکوشید .

سندیکا دانشکده حقوق کارگری است

«سندیکا دانشکده حقوق کارگری است»

وقتی دوره های آموزشی برای کارگرانی که ضرورت داشتن یک سازمان مستقل کارگری را درک کرده بودند ،برقرار شد . اولین پرسش های بیشتر دوستان کارگر این بود که : 

مگردولت اجازه می دهد ما سندیکا داشته باشیم ؟ 

مگر سندیکا قانونی است ؟ 

حراست محلِ­ کار ما، مارا از آمدن به سندیکا منع کرده است حالا ما چه باید کنیم؟

 می­گویند تشکیل سندیکا کار ضد انقلاب است ، شورا هم برای ما کاری نکرده است پس ما چکار کنیم ؟ 

من سه سال است قرارداد موقت هستم سندیکا می تواند کمک کند من استخدام رسمی شوم؟

 ما کارخانه نداریم و به ما گفته اند که قانون کار شامل شما نمی شود چون در کارگاه کمتر از پنج نفر کار می­ کنید. تکلیف ما چیست؟ 

سه دوره کاندید نمایندگی شورا شده ­ام اما هر بار من را رد صلاحیت کرده‌­اند و هیات تشخیص گفته است من نمی­توانم نماینده باشم .اما این­جا درسندیکا می­گویند نماینده شدن حق همه است.آیاواقعا من میتوانم نماینده شوم؟

مقاوله نامه دیگر چیست؟ به ما گفته اند این شعار غربزده ها است . مثل حقوق بشر که آمریکایی ها می گویند.  

ادامه مطلب ...

برای خسرو جهانشاهی

«مردی از تبار زحمتکشان ایران زمین دیده از جهان فروبست »

خسرو عزیز که از نوادر روزگار ما بود . او که به کار و پیکار و شعر وشعور عشق می ورزید و نماد راستینی از زحمتکشان با فرهنگ این سرزمین بود . پیش از آن که هیات بازگشایی سندیکای نقاشان شکل گیرد در هیات موسسان سندیکاهای کارگری به میان مان آمد ومهربانی ونجابت و ادب را نثارمان کرد تا نشان دهد در همبستکی اردوی کار چه بی دریغ است  و افسوس که دیگر در میان ما نیست.  یادش گرامی باد !

و ناگاه

 و چه بیگاه

رخساره ات را که لایه های رنگ

و سینه ات را  که ذراتِ پراکنده در هوا

و فروغ دیدگانت که هر روز به دنبال آرزوی بزرگت بود

خاک بی مهابا در بر کشید

ما درانتظار «ماه مه » که بیایی و شعر بخوانی

با گویش زیبای آذری

با لبانِ سرخی که برا بری را چه خوب صدا می زد

 خسرو ای شیرین زبان

این رنگ های لعنتی

چه ناجوانمردانه بر ریه ات نسشته بودند

تا دم گرمت را در این  روزگار یخ زده

از ما دریغ کنند !

ما در میانه را ه ........... قرارِمان چه بود ؟

یاد آر لحظه ای

وقتی با شور شعر تو

آن دخترک در روز کارگر

با ترجمان ساده و بی غش

راز ترا با مردمان چون تو همی گفت

سرمست  می شدیم

وقتی که مشت های بزرگت

با دست های کوچک او

گلدسته های سرخ را

با عشق می فشرد

تا دور دست جبهه پیکار

آواز می شدیم

لختی دگر بمان

تا «روز کارگر» چیزی نمانده است .

سندیکا مدرسه دموکراسی است.

"سندیکا مدرسه دموکراسی است"

 شاید تکرار این جمله : "سندیکا مدرسه دموکراسی است. " هر بار معنی تازه ای را به همراه داشته باشد که البته نه تنها عجیب نیست بلکه این از ویژگی سازمان هایی است که براساس منافع شرافتمندانه­ ی مشترکِ گروه ها و توده های مردمان زحمتکش شکل می­گیرد. اما هربار هم ممکن است پرسیده شود : "به اعتبار کدام شیوه می­توان به این حرف که «سندیکا مدرسه دموکراسی است» جامه عمل پوشانید؟" یا " در سراسر دنیا و از جمله در کشور خودمان ایران سندیکاهایی وجود داشته اند که کارکرد آن­ها می تواند خلاف این ادعا باشد."

 شاید در مواقعی هر فرد سندیکایی در روابط متقابل با همقطاران خود و دیگر اعضای سندیکا به این باور شک کند و رفتار دیگران را در آزمایشکاه ذهن مورد تجزیه وتحلیل قرار دهد تادریابد واقعا چنین ادعایی درست است؟ و بسته به نوع نگاه و تمایلات و خواسته هایی که دارد از این آزمایش نتایج گوناگونی را در ذهن خود ترسیم کند.   ادامه مطلب ...