ضرورت افزایش دوره ای مزدها پاسخ به دو متغیر تاثیرگزار است: ضرورت حفظ قدرت خرید کارگران در مقابل تورم و افزایش قیمت ها. متغیر دوم سابقه دار شدن کارگر و افزایش تجربه و دانش و مهارت های اوست. به دلیل نبود تشکل های مستقل از یک سو و حاکمیت قراردادهای موقت و موقتی شدن کارها از سوی دیگر، به ضرورت ناشی از این متغیر هیچگاه پاسخ داده نشده ادامه مطلب ...
روزهای سخت و دهشتناکی برما مردم میگذرد. سالهاست قلم به دست می گیرم و می نویسم ، آنچه را که نشاید و از آنچه باید ! اما این روزها به سختی برای انتخاب موضوع باخودم می جنگم که چه را باید بنویسم از چه بگویم؟ که از درجه اهمیت بیشتری برخوردار باشد که دیگری را نیست ؟ از کدام درد و غمی که برجان مردمان ما افتاده و بر کدام ناروایی که این جامعه را فراگرفته است و به قول شاملو بزرگ :
« بر کدام جنازه زار میزند این ساز؟
بر کدام مُردهی پنهان میگرید
این سازِ بیزمان؟ »
سخن من خطاب به همه ی کسانی است که بنا به احساس وظایفی که در قبال طبقه کارگر ایران دارند، ناخواسته مباحثی را در مورد تشکلیابی طبقه کارگر ایران در همهی عرصههای تولید، خدمات، کشاورزی ، کارگران آنلاین در استارتاپ ها و شیوه های گوناگون کار مزدی توسط کارگران سایبری و خلاصه همهی عرصههای کار و تولید، طرح میکنند و یا به پیش می برند که هیچ ارتباطی با خودسازماندهی طبقه کارگر ندارد !
سخن من با رویکردی است که موضوع سازمانهای کارگری را نه در شکل و محتوی متناسب با شرایط بلکه با توجه به نظریههای انتزاعی و دریافتهای نادرست ازشیوه های سازمان شورای کارگری تحت عنوان اداره شورایی بدون توضیح امکان چکونگی اجرایی شدن این شیوهها در شرایط استقرار سرمایهداری بیان میکنند و براین نظریات غیرانضمامی که به تجربه جز سردگمی برای کارگران را نداشته است ، اصرار دارند!
سخن من با رویکردی است که استقلال سازمان های کارگری را تنها منوط به قطعیت یافتن شکلگیری مستقلانه و ابتدا به ساکنِ هر سازمان کارگری میدانند و در قبال توده ی کارگران عضو سازمانهایی که به نسبتهای مختلف بنا به شرایط غیر دموکراتیک تشکیل شدهاند و یا متاثر از قوانینی که استقلال این تشکلها را نقض میکند؛ کارگران آنها را نیز در دایره نفوذ و سلطه قدرت نظام سیاسی حاکم قرارمیدهد، و وظایفی برای خود در قبال آن کارگران نمی شناسند !
ادامه مطلب ...