ناپاسخگویی جنبش خود بخودی در مبارزات جاری کارگران
و
ضرورت ایجاد سازمان های کارگری پایدار
اخیرا گروهی خارج از کشور و تعدادی از فعالان کارگری در داخل با طرح شعار جنبش مجامع عمومی با بیان نفی کارآمدی سایر تشکل ها و تاکید برنفی ظرفیتهای لازم در اعمال اراده مستقیم اعضای این تشکل ها؛ میکوشند مجمع عمومی را به عنوان "پدیده ای حاصل رشد و انکشاف طبقه ی کارگر" و "تشکلی که ابزار اعمال اراده ی مستقیم کارگران "برای مبارزات جاری کارگران معرفی کنند. این مبلغان "مجمع عمومی به عنوان تشکل" متاسفانه بی اعتقاد به جنبش جهانی کارگران جهان و ایران و به همین دلیل ناآگاه از وجود مجامع عمومی به عنوان جنینیترین شکل اعتراضی کارگران از اواخر قرن هیجده به اینسو -مدعیاند چون سایر تشکلها به ویژه سندیکاها و اتحادیههای کارگری از نظر ایشان تنها تشکل اقتصادی است و در چهارچوب مناسبات قانونی بورژوازی حاکم بر کشور ها ناچار از پذیرش محدودیتهای قانون سرکوبگر بورژوازی هستند، پس قادر نخواهندبود که جنبش کارگری را نمایندگی کنند.
ادامه مطلب ...
تبعات شکاف بین النسلی در ایجاد سازمان های صنفی طبقاتی
چندی پیش این امکان را یافتم تا با چند دوست جوان پیرامون موضوع مورد علاقه مشترک از نزدیک گفتگو داشته باشم ، ضمن آنکه این گفتگو بسیار سودمند بود اما از ابتدا مشخص گردید که دوستان جوان من تا اندازهی زیادی در زمینه موضوع مورد بحث و ارزیابی دامنه و عمق و اهمیت کمی و کیفی پیرامون جنبش کارگری در یک دهه که خود از نزدیک شاهدی برآن بوده اند، شناخت خوبی دارند و نسبت به دهه پیش ازآن بمیزان قابل توجهی کم اطلاع هستند (با در نظر داشت اینکه این دوستان اهمیت بسیاری برای اصل موضوع قائل بودند) . این گفتگو معیار و سنجه مناسبی بود تا بازهم حساسیت بیشتری نسبت به تبعات شکاف بین النسلی و اثرات آن در طول چندین دهه که پیشتر به ان اشاره شد، داوری نسبت به آسیب در جنبش کارگری را ضروری تر بدانم .
موضوع گفتگوی در کلاپ هاووس این ضرورت را بیشتر نمایان کرد چرا که معلوم گردید علیرغم اینکه نسبت به موضوع استبداد زدگی و سرکوب مستمر و سیستماتیک بین همه ی سخنگویان اشتراک نظر هست اما تبعات آن به درستی بررسی و شناخته نشده است و یا اگر هم در مواردی اشاراتی میشود، ناکافی است و به عمق نمیرود .
ادامه مطلب ...
آسیب شناسی با تکیه به وضعیت کنونی تشکل های صنفی ممکن اما ناکافی !
دیدگاهی که اساسا با دسته بندی آسیب زایی در درون و بیرون از سازمانهای صنفی تاکید دارد و امر آسیب زدایی را با شناحت عوامل درونی و بیرونی بازتولید این آسیب می شناسد. این دیدگاه در ارزیابی آسیب بر دوموضوع اساسی تکیه دارد: اول شرایط سرکوب و دیکتاتوری موجود که اجازه فعالیت صنفی را در حداقل ترین شکل آن نمیدهد و دوم عمدتا در حوزه ی روانشناسی اجتماعی و نقش خصوصیات منفی بازدارنده در نزد برخی رهبران تشکلهای صنفی و گرایشات خود محورانه و تسلط جویانه افراد و گروهها تکیه دارد. و در واقع بخشی از آسیب را از تاثیر خصایل منفی انسانی در روند فعالیت سازمان های صنفی می بیند .
ادامه مطلب ...