تکرار خطایی که به مرگ دیگران میانجامد دیگر خطا نیست؛ جنایت است. وقوع دوازده حادثهی معدنی در کمتر از شش ماه با بیش از 62 کشته، که بیشترآنها در بستر و با دلایل همانندی رخ دادهاند، جای تأمل و تحقیق بسیار دارد. آخرین حادثه از این دست که نه، بلکه آخرین حلقهی [تا این لحظه] این زنجیر شامگاه 31 شهریور 1403 رخ داده است. در ظاهر خبر تکراری مینماید ولی با گذشت چند روز همچنان تازه و بهشدت تکاندهنده است. شمار قطعی جانباختگان معدن زغال سنگ معدنجو واقع در طبس تا زمان نگارش این متن از کشتن 49 معدنکار حکایت میکند؛ گرفتن جان انسانهای شریفِ زحمتکش و مظلوم در اعماق سیاه معدن؛ و چند پیکر پاک که هنوز پیدا نشدهاند. شیوهی کشتار انتشار گاز متان، سپس سوزاندن و زیر آوار پنهان کردن تنهای خسته و رنجوری است که به امید دریافت مزدی ناکافی برای گذران معیشت خانواده به عمق 700 متری زمین رفته بودند. با نگاهی به گذشتههای نه چندان دور حلقههای بزرگ دیگری از این زنجیره را در زمستان یورت (1396) با 43 کشته، یال شمالی طبس (1392) هشت کشته، باب نیزو (1388) با 12 کشته و... میتوان دید. حلقههای این زنجیر گوناکون و پرشمارند. ادامه مطلب ...
این که آوار ز کجا می آید ؟!
و چرامعدن راغم آوار غم جانکاهیست
نه فقط جان پدر
خبرگزاری ایرنا در بارهی حادثه انفجار معدن زمستان یورت دراردیبهشت سال1396 نوشت:
« معدن زغالسنگ زمستان یورت آزادشهر با انفجار ۱۳ اردیبهشت سال ۹۶، جانباختن ۴۳ کارگر و مصدومیت ۷۰ نفر دیگر شهرتِ جهانی یافت. خبر انفجار یکی از تونلهای زمستان یورت آزادشهر گلستان با گذشت چند سال هنوز از حافظه مردم این استان شمالی پاک نشده و شنیدن نام این معدن، کوهی از مصیبت و اندوه را در یاد آنها زنده میکند. مرگ مظلومانهی ۴۳ کارگر که به دلیل حبس شدن در تونل و بسته شدن راه خروجی، آرام آرام تسلیم مرگ شدند، موضوعی نیست که به آسانی بتوان به یادها سپرد و زخمی دیگر را برجای آن نشاند. کمبود وسایل ایمنی در این معدن، موضوعی بود که هفت ماه پس از این حادثه توسط رییس دادگستری کل گلستان اعلام شد.»
گرچه سه سال بعداز انفجار، معدن زمستان یورت آماده بهره برداری شد اما تاریخ حوادث کار در ایران نشان میدهد متولیان امور در دولت و وزارتخانه های صمت و رفاه کار و تامین اجتماعی هیچگاه موضوع حفاظت، ایمنی و بهداشت کار و در نتیجه جان کارگران و به ویژه معدنکاران را جدی نگرفتند؛ جان کارگران معدن و خطر خفگی و انفجار در معادن و مرگ فله ای آنها را و نیز جان پرستاران و کادر درمان، جان کارگران صنایع شیمیایی و خطر مسمومیت های جدی آنها ،جان کارگران ساختمانی و خطر سقوط آنها را جدی نگرقتند . جان های بسیاری را که رنج کارشان نیز جانکاه است اما سرمایهداری و حامیان دولتی اش با بیشرمی هرچه تمامتر به سوء استفاده از نیازکارگر به نان بخور و نمیرآنان فکر می کنند! سرمایهداری فقط به این فکر می کند کارگران باید در حدّی داشته باشند که همیشه نیازمند باشند و نرخ این کالا را بشود کنترل کرد . از نگاه سرمایه داری کارگر کالاست!
ادامه مطلب ...