پیش از آنکه به موضوع شوراهای کارگری بپردازم، لازمست روی "مجمع عمومی" نیز بهعنوان سازمان کارگری مکث شود. بااین پرسش که : آیا مجمع عمومی را می توان تشکل و یا سازمان کارگری نامگذاری کرد؟ مجمع عمومی تاکی وکجا جایگزین سازمان کارگری است؟ سازمانی که مجمع عمومی در آن مستحیل میشود چه ماموریتی از سوی واضعان آن دارد ؟
ادامه مطلب ...
چه اشکالاتی در طرح شکلهایی ازسازماندهی کارگری از جانب جریاناتی که خود را رادیکال می دانند؛ وجود دارد و این دسته از جریانات حامل چه بینشی در باره شیوهی سازماندهی کارگری در بین طبقه کارگر هستند ؟
بی تردید نقش عناصرآگاهیبخشی چه مستقیم و بی واسطه و پراکسیست و چه غیر مستقیم و نظریه پرداز اهمیت بالایی در رشد، قوام و دوام جنبشهای اجتماعی و از جمله جنبش کارگری خواهد داشت. کتمان این نقش و تاثیرگذاری امری محال و درعین حال بیهودهاست.
در موردکارگران نیز، نه تنهانادیدهگرفتن نقش وتاثیرات فعالیتهای روشنگرانه وتئوریک و نظریِ متدلوژی مبارزهطبقاتی کاری است نادرست و قطعا ناسودمند،بلکه حذف آن درهر مرتبهای از هستی طبقهی کارگر بسیار هم زیانبارخواهدبود. بیهوده نیستکه رژیمهای سرمایهداری میکوشند احزاب و سازمانهای سیاسی طرفدار طبقهی کارگر را از سپهر سیاسی کشورهاحذف کنند.
ادامه مطلب ...دولت ها همواره برای به انحراف کشیدن و یا تحت کنترل درآوردنِ جنبش های اجتماعی و به ویژه زمانی که کارکرد سرکوب موثر واقع نمیشود، میکوشند برای بازتولید اجتماعی نیروی کار به سود خویش، امکانات و شیوه های و عوامل دیگری را در کنار نیروی سرکوب بکار گیرند. ازوابستگی های فرهنگی، مذهبی و قومی گرفته تا اعتقاداد و سنن و آدابی که می تواند درسازماندهی این بازتولید موثر واقع شود. گو اینکه این بازتولید بصورت سیستماتیک در جامعه سرمایه داری انجام میگیرد اما آنگاه که شرایط ویژه ای نیروهای کار را به سوی بریدن از وضع موجود و تقابل باآن وامیدارد و ناگزیر مبارزه ای نابرابر را پذیرا میشود، کوشش سازو کار های بازتولید برای برگرداندن اوضاع به شرایط قابل کنترل و مطلوب با بکارگیری تاکتیک های متنوع فزونی میگیرد.
ادامه مطلب ...