کار در ایران

درباره‌ی حقوق کار و ... این صفحه برای کارگران و زحمتکشان منتشر می‌شود ،در معرفی آن بکوشید .

کار در ایران

درباره‌ی حقوق کار و ... این صفحه برای کارگران و زحمتکشان منتشر می‌شود ،در معرفی آن بکوشید .

رخداد های اعتراضی دی ماه و چرایی " بی سر " بودن این خیزش عمومیِ راستین

رخداد های اعتراضی دی ماه و چرایی " بی سر " بودن این خیزش عمومیِ راستین

 

نقش وسهم کارگران در رویداد های اخیر موضوعی است که ذهن بسیاری از روشنفکران را به خود مشغول کرده است و هر کس بسته به انتظارات خود از این طبقه عظیم اجتماعی پاسخی درخور را جستجو می کند. به راستی کارگران در کجای این معادلات سیاسی قرار دارند ؟

 گروهی اعتراضات اخیر را در پیوند با گسترش اعتراضات صنفی و کارگری در سالهای گذشته میدانند که  به دلیل حاد شدن بحران معیشتی و اقتصادی دامنه دار و تسری آن به سایر لایه های اجتماعی(اغلب با خاستگاه طبقات متوسط روبه پایین یا به طور مشخص طبقات فرودست)می دانند

گروهی این پرسش را طرح می کنند که چرا  با وجود و حضور گروههای مختلف مردمی در این تجمعات در بیش از هشتاد شهر، جای نهادهای مدنی در رهبری اعتراضات و خواسته ها خالی است.

 گروهی نیز به توجه به همین موارد اعتراضات اخیر را شورش جامعه ی توده ای می نامند و این پرسش را دارند که چرا این شورش از جانب روشنفکران (جامعه شناسان، اقتصاد دانان، سیاسیون با گرایشات مختلف ، رهبران فکری کارگران  و زحمتکشان)به درستی درک و شناخته نشده است؟

این پرسش هم بسیار مطرح میشود که چرا نهادهای صنفی و سایر سازمانهای جامعه مدنی قادر به نمایندگی مطالبات و خواسته های معترضین نبوده اند  و اساسا چرا نتوانستند در طی این سالها با مدیریت خشم فریاد شده اجتماعی، سمت و سوی نتیجه بخشی به خواسته های مردمی را نشان دهند

پاره ای میخواهند بدانند حدود فعالیت نهادهای مدنی و صنفی در ایران تا به کجاست ؟ برای عده ای مهم است که بدانند چالش های درونی نهادهای مدنی و صنفی تحت تاثیر رویدادهای سیاسی چیست و آیا    راهکار فعالین صنفی برای مدیریت خواسته ها و مطالبات مردمی تا چه اندازه میسر است ؟ آیا با وجود ممنوعیت فعالیت آزادنه سندیکاها، کانالیزه شده اعتراضات کارگری به خیابان درگسترش و توسعه اعتراضات تاثیرگذار بوده است.

  ادامه مطلب ...

مردم و دانشجویان را آزاد و اغتشاشگران اصلی را محاکمه کنید!

مردم و دانشجویان را آزاد و اغتشاشگران اصلی را محاکمه کنید!

از : کاظم فرج الهی

 

از آنزمان که شنیدم به جرم رنجبری                به کنج محبس شه، دوستم زمین گیر است

به شب نشینی زندانیان برم حسرت               که نقل محفل شان  دانه های زنجیر است  

 " لاهوتی"

رخداد های طوفانی پنجم تا سیزدهم دیماه ایران برای مردم روزهایی تاریخی و فراموش نشدنی و برای حکومت تاسف برانگیز است و بسیار در خورتامل. در جریان این حوادثِ خیابانی دست کم بیست وهشت تن کشته و جمعیت زیادی بازداشت شدند. پس از گذشت دوهفته وآزادی تدریجی بازداشت شدگان و به رغم این که هنوز شمار نامعلومی در بازداشت هستند، روشن شده که بیشترین شمار آزادی ها از طریق گرفتن تعهد و یا با قرار کفالت و سپردن وثیقه صورت گرفته است. شرکت کنندگان این وقایع تقریبا جملگی ازمیان بیکاران و لایه های فقیر و پایین جامعه هستند و سپردن وثیقه برای بسیاری از آنان اگر نه امری غیر ممکن که بسیار سخت است. کم نبوده اند مردمان کوچه و خیابان ویا دانشجویانی که به دلیل نبود امکان وثیقه گذاری روزهای زیادی را در زندان و خانواده ها در شرایط بحرانی بدی انتظار کشیده اند. پرسیدنی است که گرفتن تعهد یا وثیقه برای آزادی کسی که به وضع نامطلوب موجود اعتراض کرده خود ظلم مضاعفی نیست؟              ادامه مطلب ...

ضرورت تاخیرناپذیر وحدت عمل همه نبروهای چپ

ضرورت تاخیرناپذیر وحدت عمل همه نبروهای چپ

به بهانه نقد یک سخنرانی

 

انجمن علمی جامعه شناسی با همکاری انجمن علمی انسان شناسی  دانشگاه تهران میزگرد "نقد و بررسی طرح کارورزی را  د ر تاریخ 28/9/1396 باشرکت آقایان مراد فرهاد پور، پرویز صداقت، محمد مالجو  وکاظم فرج الهی برگزار کرد.آقای مرادفرهاد پور در این میز گرد، ضمن پرهیز از ورود به بحث مشخص نقد و بررسی کارورزی به این دلیل که :"من در واقع چون درگیر تخصصی طرح کارورزی یا اصولاً درگیرجنبه‌های انضمامی اقتصاد ایران نیستم اصولا بحثم نمیتواند ادامه پرداختن خود این طرح باشد" به اصل نقد و بررسی در باره کارورزی شک کرده و اظهار داشتند که : "تجربه خودمان در این زمینه گواه این است که عملا در خیلی از موارد بهتر است که اتفاقا وارد رویارویی مستقیمی با سرمایه‌داری و نئولیبرالیسم نشد؛ در شرایطی که نمی‏شود مشخص کرد که این نقد دارد از چه موضعی در واقع گفته می‏شود. این آن جایی است که با سرکوب وحذف موضع خاصی که این بحث می‏تواند از دلش مطرح بشود، نهایتاً طرح این نقد و حتی طرح حمله نئولیبرالیسم، در عمل انسان را در موضع روزنامه کیهان یا جبهه پایداری قرار می‏دهد، یعنی در واقع یه نقد انتزاعی و کلی و بی معنا که حالا از استکبار یا سرمایه داری یا حالا یه ذره نوترش بکنیم نئولیبرالیسم، سخن می‏گوید که فرقش با به‏ کار برندگان اصطلاح «استکبار» معلوم نیست. در این معنا آخرش باز می‏رسیم به یک‏جور توجیه دست راستی همین نظام و در عمل می‏رسد یه یک‏جور ارتجاع ضد آمریکایی که از قضا برخلاف برخی ساده لوحان مارکسیست کاملاً یه واقعیت متناقض است."  ادامه مطلب ...