اول ماه می (یازده اردیبهشت) روز جهانی کارگر ۱۴۰۵ در فضایی آکنده ار بیم و امید گذشت. بیمی سرشار از غریو جنگ تجاوزکارانهای که علیه میهن ما برپا شد و جز خرابی، کشتار و جنایت علیه بشریت نداشته و ندارد و امیدی که در توافقی دوهفتهای و سپس برای مدت نامعلوم در این خاموشی بیرحم جهان به سود ادامه وضع موجود، سُو سُو میزند. جهان در برابر این تجاوز آشکار لب فروبسته و سازمانها و نهادهای بینالمللی از سازمان ملل متحد تا سازمان بین المللیِکار در سکوتی مرگبار، آتشبس شکننده که تعیین سرنوشت آن به دست متجاوزین است را نظارهگرند!
روز جهانی کارگرِ این سال هیچ شوقی را در دلِ طبقه کارگر ایران دامن نزد و هیچ صدایی از این اردوی بیشمار کار پژواک نداشت. کارگاه و کارخانه و خیابان آرام و ماتم زده نه بهیاد این روز که نگران روزها و فرداهای کارگران افسرده مینمود و هیچ عاملیتی در ابراز خواستههای حق جویانه و صلحطلبانهی خود نداشت.
در حالی که آتشباری موشکها و بمبارانها، متوقف شده است اما جنگ چهرهی دیگرش را بر زندگی کارگران مستولی کرده است. پیامد و تبعات این جنگِ ویرانگر بصورت اخراجهای فزاینده و لغو قراردادهای موقت، سرکوب دستمزدها و سفرههایی که هر روز کوچکتر میشود، با گذشتِ بیش از سهماه از جنگ تجاوزکارانهی تحمیلی بیداد میکند. این بیدادگری ناشی از جنگ در کشور ما ایران پیشینهی دیرینهای دارد.
ادامه مطلب ...گویی از درون
هر سلول وجودم
برسرم فریاد میزند :
قفل شدهام میفهمی؟
من همچنان نگاهم به دیوارتردید رفیقان
و صفحهی گوشی همراه
به دنبال واژههایی برای شکست دیوار
همصدا برای فریاد
گریزی از شکست خامشیها نیست
صدا از هر طرف
فرقی ندارد چیست معنایش
به گوش منتظر، نجوای خوش آید!
ادامه مطلب ...